محتاط بودن در آغاز یک کارآفرینی

محتاط بودن تنها یک نگرش نیست. برخی روش‌هایی که می‌توانید خودتان و شرکت‌تان را مجبور کنید تا محتاطانه‌تر عمل کنید، در زیر آمده است:

در همه چیز تردید کنید.

تردید کردن در همه چیز شما را وادار می‌کند تا به آنچه انجام می‌دهید، نگاه دیگری بیندازید و اجازه می‌دهد نقاط ضعف را در ایده خود بشناسید و پیش از اجرا، تغییرات لازم را اعمال کنید؛ چرا که هزینه‌های جبران صدمات بسیار بالاتر خواهد بود. در واقع، بررسی دوباره می‌تواند مزیت‌های ایده اصلی شما را تایید کند و اطمینان لازم برای پیشروی را به شما بدهد. در نهایت، بازبینی ایده‌هایتان می‌تواند شما را از مرتکب شدن به بدترین اشتباه یعنی ورود به یک فعالیت اقتصادی که نباید وارد آن شوید، بازدارد. یک جنبه مهم‌تردید کردن در همه چیز، دریافت اطلاعات از مشاوران معتمد و کارشناسان صنعت است.

گرچه والمارت مدت‌ها به‌عنوان رهبر سرمایه‌گذاری در تکنولوژی اطلاعات و سیستم‌ها شناخته شده است، اما سام والتون به‌خاطر تردید کردن در عملکرد و  هزینه‌ها، در این شرکت بسیار مشهور بود. او نگاه متفاوتی داشت:

«همیشه در همه چیز تردید می‌کردم. برای من مهم بود که کارمندان را مجبور به فکر کنم تا ببینند شاید مثلا تکنولوژی موردنظر آن قدر که تصور می‌کردند خوب نبوده است. به نظر من اگر آنها فکر می‌کنند این شانس را دارند تا به من ثابت کنند که اشتباه می‌کنم، اندکی بیشتر تلاش می‌کنند و دقیق‌تر همه چیز را بررسی خواهند کرد.»

تکالیف‌تان را انجام دهید.

اعتقاد معمول بر این است که تنها راه یادگیری کارآفرینی، آغاز یک‌ کارآفرینی است. اما یک اشتباه با آتش منجر به مشتی خاکستر می‌شود. شما نمی‌توانید با این فرض وارد یک فعالیت اقتصادی شوید که با پیشروی در شغل‌تان و بدون ارتکاب اشتباه، یاد خواهید گرفت. گرچه یادگیری از اشتباهات‌ مفید است، اما شما دچار ریسک مرتکب شدن تعداد زیادی از آنها یا مرتکب شدن اشتباهات مهلک می‌شوید که به این معنی است که چگونه درخواست ورشکستگی کنید.

میل به صرف زمان برای انجام تکالیف یک جنبه از وجه تمایز کارآفرینان در ژاپن نسبت به همتایان‌شان در آمریکاست. کارآفرینان آمریکایی برای انجام امور، بیشتر خواستار ریسک هستند درحالی‌که ژاپنی‌ها پیش از ورود به یک کسب‌و‌کار، تمایل بیشتری به یادگیری آنچه در توان‌شان هست دارند. هدف از تکالیف، دستیابی به مهارت‌های اساسی و دانش مورد نیاز برای اجرای موفقیت‌آمیز ایده شماست. این تکالیف باید شامل انجام تحقیق، جمع‌‌آوری اطلاعات و کسب تجربه عملی شود.

به عنوان مثال، تحقیق درست و کامل می‌تواند یک مزیت رقابتی برای کارآفرینان ایجاد کند. دنیل جی.حبیب، خبرنگار ورزشی توضیح داده است که چگونه فرانک کاتالانوتو، بازیکن باتجربه بیسبال، لیگ‌های بزرگ را با موفقیت سپری می‌کند: او هر پرتابی را که با آن روبه‌رو می‌شود مورد توجه کامل قرار می‌دهد؛ هدف او تشخیص هرگونه الگو، نقاط قوت، یا نقاط ضعفی است که یک پرتاب‌کننده توپ حریف ممکن است داشته باشد. او بر این باور است که تحقیق سفت و سخت  و محتاط بودن باعث موفقیت او در بیسبال بوده است. این تحقیق و نه استعداد است که کاتالانوتو را موفق می‌کند. کارآفرینان، مخصوصا افرادی با کسب‌و‌کارهای کوچک، نیاز به پذیرش فلسفه‌ای مشابه دارند.

به عنوان مثال، وقتی به دنبال ملک هستید، تنها بر توصیه مشاور املاک تکیه نکنید. به همسایه‌ها سر بزنید و وضع ترافیک، وسایل نقلیه به علاوه افراد پیاده را بررسی کنید؛ از سایر افراد در هر ساختمانی در مورد صاحبخانه بپرسید؛ با پلیس در مورد نرخ‌ جنایات محلی صحبت کنید؛ با مسوولان منطقه، در مورد نوسازی شهری، حمل‌و‌نقل همگانی، راهسازی، یا دیگر پروژه‌های بالقوه‌ای که جذابیت یک همسایه خاص را می‌تواند تغییر ‌دهد صحبت کنید.

شما می‌توانید اطلاعات را از طریق طیفی از منابع گردآوری کنید: کتابخانه، اینترنت، مکالمه با افرادی در صنعت، عرضه‌کنندگان و مشتریان بالقوه، انجمن‌های تجاری، کنفرانس‌ها و مجمع‌ها. داده‌ها می‌توانند شما را تهییج و ایده‌ها را گردآوری کنند، در تجزیه‌و‌تحلیل چشم‌اندازها به شما کمک کنند و تغییراتی برای مدل کسب‌و‌کارتان پس از شروع آن پیشنهاد کنند. اما خودتان را به حقایق و نظرات محدود نکنید؛ همچنین باید تعهدات پشتیبانی و سرمایه‌گذاری برای فروش آینده را داشته باشید. آنچه اغلب نادیده گرفته می‌شود، نیاز کارآفرینان برای کسب تجربه مناسب در صنعتی است که قصد ورود به آن را دارند. تجربه برای موفقیت یک فعالیت اقتصادی جدید مهم و ضروری است. اگر می‌خواهید یک خرده‌فروشی باز کنید اما هیچ تجربه‌ای در خرده‌فروشی ندارید، مدتی برای یک فروشگاه کار کنید و روی همه نواقص و نقاط قوت این شغل مطالعه کنید.

این طور نبود که سام والتون یک روز صبح از خواب بیدار شود و تصمیم بگیرد که بزرگ‌ترین شرکت خرده‌فروشی جهان را بسازد. او پس از اتمام دانشگاه، مطمئن نبود که چه کاری می‌خواهد انجام دهد، بنابراین مشغول کار در فروشگاه زنجیره‌ای J. C. Penney شد و خیلی زود دریافت که می‌خواهد بقیه عمرش را در تجارت خرده‌فروشی بگذراند. او با این کار مهارت‌ها و دانش کافی برای شروع حرفه خود را کسب کرد. آنتونی یاکینتو می‌گوید: «در نهایت، شما نیاز به توسعه مهارت‌های مدیریتی خود دارید. این امر می‌تواند از طریق یک دانشگاه محلی یا هنرستان، یافتن یک مشاور، یا از طریق تعدادی از سازمان‌های مدنی محقق شود. به‌عنوان مثال، من عضوی ازسازمان جیسیز(Jaycees Fridley : سازمانی که توسعه مهارت‌های شخصی، مدیریتی و رهبری سازمانی را از طریق خدمات به دیگران ترویج می‌کرد) بودم. اعضای سابق جیسیز شامل افرادی چون چارلز لیندبرگ (هوانورد آمریکایی)، بیل کلینتون، جرالد فورد، لری برد (اسطوره بسکتبال) و تام موناگان (موسس رستوران زنجیره‌ای دومینو) می‌شود. 

دنیای اقتصاد

مدیریت منابع انسانی

اغلب ما با واژه مدیریت منابع انسانی، روابط کارکنان و مدیریت پرسنل استفاده‌شده در مطبوعات و همچنین متخصصان صنعت آشنا هستیم. هر زمان که این اصطلاحات به گوش ما می‌رسد، تصاویری از مدیران کارآمد که به‌طور جدی در مورد کارشان در دفاتر فعالیت می‌کنند برای ما تداعی می‌شود.

 

 

در این مقاله، به پرسش مدیریت منابع انسانی چیست، با ارائه یک نمای کلی از موضوع و معرفی مدیریت منابع انسانی در سازمان‌های امروزی، پاسخ می‌دهیم. واقعیت این است که در زمینه مدیریت منابع انسانی مطالب بسیار زیادی موجود است و در واقع «هنر و دانش مدیریت منابع انسانی» پیچیده است. ما اصطلاح «هنر و دانش» را برای مدیریت منابع انسانی انتخاب کردیم زیرا این موضوع هم هنر مدیریت افراد با استفاده از رویکردهای خلاقانه و نوآورانه است و هم دانشی است که به‌دلیل کاربرد دقیق این تئوری مورد نیاز است.

همان‌طور که در بالا ذکر شد، فرایند تعریف مدیریت منابع انسانی ما را به دو تعریف متفاوت هدایت می‌کند. تعریف اول مدیریت منابع انسانی، فرایند مدیریت افراد در سازمان‌ها به شیوه‌ای ساختار یافته و کامل است. این امر شامل زمینه‌های استخدام پرسنل (استخدام افراد)، حفظ پرسنل، تنظیم و مدیریت پرداخت و مزایا، مدیریت عملکرد، مدیریت تغییر و مراقبت خروج از شرکت برای جمع کردن فعالیت‌ها است. این تعریف سنتی مدیریت منابع انسانی است که بعضی از متخصصان را به تعریف آن به‌عنوان یک نسخه مدرن از تابع مدیریت پرسنل که قبلاً استفاده شده است، هدایت می‌کند.

تعریف دوم مدیریت منابع انسانی شامل مدیریت افراد در سازمان‌ها از منظر کلان است یعنی مدیریت افراد به شکل یک رابطه جمعی بین مدیریت و کارکنان. این رویکرد بر اهداف و نتایج عملکرد مدیریت منابع انسانی تمرکز دارد. این موضوع بدان معنی است که عملکرد منابع انسانی در سازمان‌های امروزی با مفاهیم افراد توانمند، توسعه افراد و تمرکز بر روی ایجاد «روابط کاری» برای مدیران و کارکنان مواجه است.

این تعاریف بر تفاوت بین مدیریت پرسنل در پاراگراف دوم و مدیریت منابع انسانی که در پاراگراف سوم تعریف شد، تاکید دارد. در یک جمله، مدیریت پرسنل اساساً دارای محور «نیروی کار» است در حالی‌که مدیریت منابع انسانی دارای محور «منابع» است. تفاوت کلیدی مدیریت منابع انسانی در زمان‌های اخیر، اهمیت دادن به اهداف مدیریت در ایجاد و استقرار افراد و تأکید بیشتر بر برنامه‌ریزی، نظارت و کنترل است.

در هر تعریف جهت پاسخ به سؤال «مدیریت منابع انسانی چیست؟»، مشاهده می‌کنیم که موضوع مهم، افراد در سازمان‌ها هستند. جای تعجب نیست که برخی از MNCها (شرکت‌های چندملیتی)، مدیران منابع انسانی را به‌عنوان مدیران مردمی، افراد توانمند و مدیریت مردم می‌خوانند. در سازمان‌های قرن بیست و یکم، مدیر منابع انسانی یا مدیران مردمی، به‌عنوان کسی که دارای فعالیت‌های شرح داده شده به‌طور سنتی است، مطرح نمی‌شود. در واقع، اکثر سازمان‌ها دارای بخش‌های مختلفی هستند که با کارمندان، حقوق و دستمزد، نگهداری و غیره مواجه هستند. در عوض مدیر منابع انسانی، مسئول مدیریت انتظارات کارکنان نسبت به اهداف مدیریت و هماهنگ کردن هر دو برای اطمینان از تحقق اهداف کارکنان و مدیریت است.

منبع: managementstudyguide.com

۹ روش سودمند برای موفقیت در کسب و کار جدید

در این نوشتار ۹ روش سودمند برای موفقیت در کسب و کارجدید ارائه می‌شود. اگر قصد دارید فعالیت جدیدی را در دنیای تجارت یا کسب و کار آغاز کنید، ما از این تصمیم حمایت می‌کنیم. اما آیا برنامه‌ای مشخص برای این کار در نظر گرفته‌اید؟ منظور یک برنامه با حرف بزرگ و برجسته است.

باور کنید مسئله را بیش از حد بزرگ نمی‌کنیم. برنامه و طرح تجاری شما بانک‌ها و سازمان‌های گوناگون را وادار می‌کند به شما وام پرداخت کنند. در واقع با تنظیم راه کارهای مناسب موفقیت شرکت خود را تضمین می‌کنید و مطابق برنامه‌ای مشخص گام برمی‌دارید

اگر با هزینه‌ای اندک شرکت خود را راه انداخته‌اید، به بسیاری ازاین رهنمودها نیازی ندارید. اما در هر صورت باید برنامه‌ای طراحی کنید که خطوط کلی اهداف، هزینه‌های احتمالی، روش‌های بازاریابی و راه‌های گریز از مشکلات فرضی را دربر داشته باشد. این برنامه نقشه‌ عبور موفق یا انحراف از جاده در فعالیت شغلی است.

در ادامه ۹ روش سودمند برای موفقیت در کسب و کار جدید آمده است

۱. تهیه‌ی خلاصه‌ای دقیق از اهداف مورد نظر شغلی.

این خلاصه روند فعالیت شغلی شما را به اطلاع موسسات مالی و اعتباری می‌رساند و در واقع مهم‌ترین معرف شما به این مراکز است. اگر نتوانید اهمیت شغل خود را به مامور مربوطه بقبولانید کاری از پیش نمی‌برید. این برنامه همچنین ابزار ارتباطی کارکنان و مشتریان احتمالی شما به عنوان پشتیبان فعالیت‌های شما است.

۲. توضیح تاریخچه‌ی مختصر شرکت.

یک روش سودمند برای موفقیت در کسب و کار جدید این است که تاریخچه‌ی فعالیت و نحوه‌ی پیدایش شرکت را به وضوح توضیح دهید.

۳. بیان اهداف شرکت.

در چند پاراگراف کوچک اهداف بلندمدت و کوتاه‌مدت خود را بیان کنید: فکر می‌کنید درچه مدت به رشد نهایی مورد نظر خود برسید؟ مشتریان احتمالی شما چه کسانی هستند؟

۴. مشخص کردن بیوگرافی تیم مدیریت.

در این مرحله باید نام و سوابق گروه مدیریت و مسئولیت‌های این افراد را در دسترس و اطلاع عموم قرار دهید.

۵. مشخص کردن خدمات یا تولیدات احتمالی مورد نظر شرکت.

در این بخش باید به بررسی تفاوت‌های تولیدات شما با محصولات موجود در بازار بپردازید.

۶. پاسخ بازار با تولیدات یا خدمات شرکت.

به خاطر داشته باشید که شما باید موسسات مالی، کارکنان و دیگران را قانع کنید که بازار تولیدات شما رشدی فراوان خواهد داشت. برای این کار باید تحقیق کنید. اگر شرکت کوچکی را اداره می‌کنید باید میزان استقبال مشتریان را در شعاع بی‌نهایت برآورد کنید. اگر شرکت شما خدمات روی‌خط ارائه می‌کند یا شیوه تجارت کهن را با این روش درآمیخته است، باید با تبلیغ مناسب، میزان تقاضا را افزایش دهید. یک گزارش تحقیقاتی از موسسه تحقیق فورستر هزاران دلار هزینه دربر دارد. با این حال شما می‌توانید اطلاعات ابتدایی و پایه‌ای را از موتورهای جست‌وجو و دایرکتوری‌ها به‌دست آورید.

۷. برنامه‌‌ای مشخص برای بازاریابی.

آیا شما چگونه حضور خود را در عرصه تجارت به اطلاع جهان تجارت می‌رسانید؟ آیا فقط به روش بازاریابی دهان به دهان اکتفا می‌کنید؟ (من این روش را توصیه نمی‌کنم مگر آن‌که به اندازه کافی مشهور باشید) آیا در روزنامه، تلویزیون یا صفحات وب تبلیغ می‌کنید؟( یا در هر سه رسانه). آیا از ابزارهای بازاریابی الکترونیکی برای عضویت شرکت خود در موتورهای جست‌وجو استفاده می‌کنید؟ همچنین شما باید از همین ابتدا مشخص کنید که چه میزان بودجه برای این بخش در نظر گرفته شده است؟

۸. پیش‌بینی ۳ یا ۵ ساله وضعیت مالی شرکت.

این بخش در واقع برآورد مالی چند ساله و روش تحقق این پیش‌بینی‌ها است. همچنین باید میزان وام مورد نیاز شرکت را در این قسمت ذکر کنید. صحت این برآورد موفقیت یا شکست مالی شرکت را تعیین می‌کند. اگر در انتخاب الگوی مناسب مالی شرکت دچار تردید هستید، می‌توانید از کارشناسان امور مالی کمک بگیرید. این کار ارزش هزینه کردن را دارد.

۹. تنظیم برنامه‌ای برای گریز از خطرات احتمالی.

تمام شرکت‌های بزرگ و موفق روش‌هایی برای اجتناب از وضعیت خطر و نجات از آن در نظر می‌گیرند. در این بخش باید رشد درآمد، بازدهی، موفقیت و عدم موفقیت در بازار را در نظر بگیرید.


منبع: بیزینس اینسایدر

چگونه در کار خود پیشرفت کنیم؟

۱) در شغل فعلی‌تان مهارت کامل بدست آورید
حتی اگر هیچ گونه علاقه ای به انجام دادن شغل فعلی تان ندارید، سعی کنید آنرا به بهترین نحو انجام دهید. راههایی پیدا کنید، تا از آن طریق بتوانید خلاقیت خود را افزایش دهید. از روش هایی استفاده کنید تا هزینه ها را تا حد ممکن کاهش دهید. انتقادهای سازنده را بپذیرید. همواره آماده رویارویی با موقعیت های پیش بینی نشده باشید تا شکست نخورده، دیگران را سرزنش نکنید و وجهه شغلی تان را به خطر نیندازید. 

۲) به طور داوطلبانه اضافه کاری کنید
استراتژی های شغلی خود را معین کنید. گاهی انجام چند کار کوچک در کنار وظایف اصلی بهتر از به عهده گرفتن پروژه‌های بزرگ است. در حالیکه دیگران برای بدست آوردن مسوولیت های چشمگیر با هم رقابت می کنند شما می توانید به راحتی از طریق انجام کارهای کوچک اما مفید ارزش و اعتبار خود را افزایش دهید. 

۳) در چشم کارفرما خوب جلوه کنید
اگر به طور باطنی هیچ علاقه ای به کارفرمای فعلی خود ندارید، باز باید سعی کنید که در نظر او فرد کارآمدی جلوه کنید. زمانی که او ترفیع رتبه می گیرد باید کسی باشد تا جای او را پر کند، و چه کسی بهتر از شما؟ هنگامی‌که خود را باهوش، کاردان و علاقمند به کار نشان دهید آنگاه استحقاق ارتقای شغلی را نیز دارید. البته باید مراقب باشید که بیش از اندازه چاپلوسی نکنید و بیش از حد به رییستان نچسبید. شما که دوست ندارید اگر احیانا او را از روی ناشایستگی اخراج کردند، شما نیز از طرف شرکت مقصر شناخته شوید. 

۴) با اداره روابط عمومی در ارتباط باشید
برقراری ارتباط با پرسنل این بخش به شما کمک می کند تا خیلی سریع از پروژه های آینده با خبر شوید. همچنین افراد این بخش می توانند تاریخ و زمان برگزاری کلاس های آموزشی جدید را نیز در اختیارتان قرار دهند. اجازه دهید تا همه متوجه شوند که شما اهداف دراز مدتی را در مورد شرکت دنبال می کنید. بنابراین اگر شرکت برای گسترش و پیشرفت برنامه ریزی کند، آنگاه نام شما را در لیست خود ثبت خواهد کرد. 

۵) ارتباط مناسبی با همکاران داشته باشید
قرار نیست که همه را دوست بدارید اما در عین حال لازم نیست کسی از این موضوع اطلاع پیدا کند. سعی کنید همیشه مودب، محتاط و با ملاحظه باشید. در کارهای گروهی به طور برجسته ظاهر شوید. با قدردانی از زحمات خدمه به راحتی می توانید در بین آنها محبوبیت و مقبولیت پیدا کنید. و باید مراقب شهرت خود نیز باشید. مسایل خصوصی زندگی را برای خودتان نگاه دارید و کاری در اداره، دفتر و یا سفر شغلی انجام ندهید که بعدها موجبات پشیمانی شما را فراهم سازد. 

۶) بگذارید مهارت های مدیریتی تان بدرخشند
بالارفتن از هر یک از پله های نردبان شغلی نیازمند این است که شما توانایی ذاتی مدیریت داشته باشید. برای سایرین قوت قلب باشید، موفقیت های مختلف را شناسایی کنید و هر چند وقت یکبار کارها را سازماندهی کنید. دعوت کردن دوستان به صرف نوشیدنی پس از اتمام ساعات کاری گزینه مناسبی برای افزایش روحیه کار گروهی به شمار می رود. 

۷) برای خود جانشین تعیین کنید
حدس بزنید که اگر شما تنها کسی باشید که می تواند شغل فعلیتان را انجام دهد، چه می شود؟ مجبور می شوید تا ابد خودتان آنرا انجام دهید. سعی کنید اطلاعات و مهارت هایتان را در اختیار دیگران بگذارید. زمانی که به مسافرت می روید از دیگران درخواست کنید که وظایف شما را به عهده گرفته و طریقه انجام آنرا نیز به آنها آموزش دهید. 

۸) مربی بگیرید
کسی که به او اعتماد دارید ( به عنوان مثال یک مقام ارشد و یا مدیر موفق) را انتخاب کنید و از او درس بگیرید. با او در مورد اهداف شغلی تان مشورت کنید و تاکتیک های نهایی را با او معین کنید. شاید گاهی لازم باشد که برای دست یافتن به موقعیت های بالاتر از جاهای پست تر شروع به کار و تلاش کنید. 

۹) در دوره های آموزشی اضافی شرکت کنید
با توجه به هر آنچه که مدارک تحصیلی به شما عرضه می کند، باز هم می توانید چیزهای جدید بیاموزید. در مورد چگونگی برگزاری دوره های شبانه، سمینار ها، کارگاه های عملی از مربی و کارفرمای خود سوال کنید و ببینید که می توانند چه فایده ای در ارتقای سطح دانش فعلی شما داشته باشند. 
کتاب ها و مقالات مربوط به کار و تجارت را مطالعه کنید. برای گرفتن اخبار اینترنتی ثبت نام کنید و سعی کنید اطلاعات به روزی، هم در زمین شغلی و هم در زمینه صنعتی داشته باشید. 

۱۰) همیشه شیک پوش باشید
خیلی تعجب می کنید اگر یک روز ببینید که رییس هیات مدیره  لباس مناسب بر تن نکرده است. اگر مقررات اداره، شما را ملزم به پوشیدن لباس فرم می کند، سعی کنید همواره مرتب و تمیز باشید. یک کت مناسب در اختیار داشته باشید تا اگر یک روز به دفتر مدیریت فراخوانده شدید بتوانید از آن استفاده کنید. موهایتان را مرتب کنید و کفش ها را نیز واکس بزنید. 

۱۱) اثری از خود بر جای بگذارید
هیچ گاه نمی دانید که شانس از کجا وارد می شود. زمانی که مدیران ارشد کارخانه های دیگر را ملاقات می کنید همیشه از خود جای سوال برای آنها باقی بگذارید. زمانی که تجارت الکترونیکی می کنید و یا رو در رو با مشتری ها ارتباط دارید کاری کنید که در ذهن آنها باقی بمانید. لاف نزنید، بیش از اندازه به خود نبالید و زیادی مصر نباشید. جاه طلبی و بلند پروازی تا جایی مقبول است که تبدیل به خود پسندی نشود. 

۱۲) با زمانبندی پیش بروید
بهتر است که هیچ گاه خودتان درخواست ترفیع رتبه نکنید. زمانی که مدیرتان تحت فشار است و کم کم در حال نزدیک شدن به مهلت های نهایی هستید از او چنین تقاظایی نکنید. زمان مناسب را با دقت کامل انتخاب کنید و طوری رفتار کنید تا آنها متوجه شوند که شما قابلیت انجام کارهای بیشتر را دارید. کاری نکنید که تصور شود شما برای ترفیع رتبه و گرفتن عنوان جدید عجله دارید. 

 سخن پایانی
نباید تنها با اتکا به شایستگی ها، استعدادهای بالقوه، و حس برتری انتظار پیشرفت داشته باشید. گاهی اتفاق می افتد که سمت های بالاتر به افراد نالایق واگذار می‌شود. در این حال رفتار کودکانه از خود بروز ندهید چراکه آن‌وقت معلوم خواهد شد که شما فرد مناسبی برای آن سمت به‌خصوص نبوده اید. با پیروی از نکات ذکر شده به تلاش و کوشش ادامه دهید. شاید یک سمت بهتر برای شما به وجود آمد. 
بر روی اهداف شغلی دراز مدت خود تمرکز کنید. صداقت و اطمینان خود را حفظ کنید و از تلاش کردن دست نکشید، آنگاه می بینید که چیزی جز پیشرفت نخواهید یافت. 

منبع : www.nemoveco.com

راز موفقیت انسانهای بزرگ چیست؟

راز موفقیت انسانهای بزرگ چیست؟

بسیاری از مردم تصور می‌کنند که برای موفقیت در زندگی به شرایط خاصی (مثل پول، امکانات، پشتوانه و …) نیاز دارند. اما نگاهی به زندگی افراد موفق نشان می‌دهد که بسیاری از آنها نه پولدار بوده‌اند و نه ویژگی‌های خاصی داشته‌اند. آنها فقط راز و رمزهای موفقیت را درک کرده‌اند و در زندگی به کار بسته‌اند. آیا می‌دانید راز موفقیت انسان های بزرگ چیست؟ 

راز اول: پول را هدف اصلی خود قرار نمی‌دهند .

اگر فکر می‌کنید که هدف اصلی افراد موفق به دست آوردن پول است، سخت در اشتباهید. اگر فقط به خاطر پول کار کنید، هرگز به جایی نخواهید رسید. سعی کنید در کنار هدف اصلی خود، پول را به عنوان یک هدف جانبی از کار سخت و مطالعه‌ی فراوان در نظر بگیرید. افراد موفق همیشه با در نظر گرفتن وضعیت بازار و کسب‌وکارهای رو به رشد، ایده‌ای را مطرح و روی آن سرمایه‌گذاری می‌کنند.

پزشکی که برای تشخیص راه درمان یک بیماری تلاش می‌کند، وکیلی که به هر ترفندی متوسل می‌شود تا در دادگاه برنده شود و مهندسی که با وسواس نقشه‌ای طراحی می‌کند تا یک ساختمان بی‌نظیر بسازد، همه به یک هدف فکر می‌کنند. در مسیر موفقیت، هیچ تفاوتی میان این مشاغل پُردرآمد و یک شاعر، موسیقی‌دان یا هنرمندی که یک تابلوی نقاشی را خلق می‌کند وجود ندارد. افراد موفق، تا جای ممکن زندگی خود را وقف مال‌اندوزی نمی‌کنند.

راز دوم: از طرد شدن نمی‌ترسند
در هر حوزه‌ای از فعالیت‌های اقتصادی، همیشه دو مسیر وجود دارد. یکی از این دو مسیر، خطرپذیر است و اگر آن را انتخاب کنید، از دیگران متفاوت خواهید بود. فرض کنید در حوزه‌ی خاصی، می‌خواهید روی یک رویکرد جدید که از نظر دیگران ریسک زیادی به همراه دارد سرمایه‌گذاری کنید. بی‌تردید این اقدام از سوی بسیاری از فعالان آن حوزه، کاری احمقانه خواهد بود. اما اگر به تصمیم خود کاملا ایمان دارید، آن را انجام دهید و از طرد شدن نترسید. البته چنین رویکردی، مزایا و معایب خاص خود را دارد. با این حال، مهم این است که از اقدام خود و کاری که روی آن تمرکز کرده‌اید راضی هستید. 

راز سوم: سخت‌تر از همیشه کار می‌کنند.

تعداد افرادی که حاضرند برای تحقق رؤیاهای خود، هزینه بپردازند و فداکاری کنند انگشت‌شمار است. اگر کسی از ابتدا به شما بگوید که برای رسیدن به هدف‌تان دقیقا به چقدر زمان و چه مقدار مطالعه نیاز دارید، احتمالا هرگز آن کار را شروع نخواهید کرد. اما یک فرد موفق که ساعت‌های طولانی را صرف پرداختن به کار مورد علاقه‌اش می‌کند، این را نه یک موفقیت صرف که در واقع یک تغییر شگرف در شیوه‌ی زندگی‌اش در نظر می‌گیرد. به یاد داشته باشید که در راه موفقیت، باید همه چیز حتی اشتباهاتی را که در طول مسیر مرتکب می‌شوید، بپذیرید و بدانید زمانی که بر موانع راه غلبه می‌کنید، موفقیت برای شما شیرین‌تر خواهد بود.

راز چهارم: شکست را به عنوان عاملی برای پیشرفت در نظر می‌گیرند
افراد موفق نه تنها از شکست و اشتباهات غیرقابل‌اجتناب در طول مسیر نمی‌ترسند، بلکه به سوی آن نیز می‌روند! در حالی‌که بیشتر افراد از شکست و خجالت ناشی از آن و همچنین متحمل شدن هزینه‌ی زیاد در راه موفقیت می‌ترسند و سعی می‌کنند که از آن جلوگیری کنند، افراد موفق می‌دانند که اشتباهات به ما کمک می‌کنند تا بفهمیم که چه کاری را نباید انجام بدهیم و در مسیر رسیدن به موفقیت به چه تجاربی نیاز داریم. افرادی که هرگز اشتباه نمی‌کنند، برای شکست آمادگی ندارند و بنابراین اگر روزی با آن مواجه شوند لطمه‌ی شدیدی خواهند دید؛ و چون تجربه‌ی مقابله با شکست را نداشته‌اند، اغلب هرگز بهبود نمی‌یابند. شکست‌های کوچک که در فواصل کوتاهی از هم اتفاق می‌افتند سبب می‌شوند تا خود را بیشتر بررسی کنیم و در نتیجه فردی عاقل‌تر و محافظه‌کارتر شویم.

راز پنجم: صبور هستند چون موفقیت در راه است 

در دنیای امروز، همه می‌خواهند یک شبه به موفقیت برسند. کافی‌ست به رشد روزافزون فضاهای مجازی و رسانه‌های اجتماعی نگاه کنید. افراد موفق، اغلب یک‌شبه به موفقیت دست نیافته‌اند، بلکه سال‌ها طول کشیده است تا به آن رسیده‌اند. تعجبی ندارد که بسیاری از کودکانی که در خانواده‌های ثروتمند به دنیا آمده‌اند، ستارگان فیلم‌ها و یا برندگان مسابقات شرط‌بندی، در نهایت کارشان به افسردگی، اعتیاد به الکل و مواد مخدر می‌کشد. چون آنها می‌دانند که زمانی را صرف نکرده و تلاشی نکرده‌اند تا مستحق آنچه از بخت خوب به آنها رسیده است باشند و بنابراین ارزشی برایشان ندارد. اعتماد به نفس این افراد نیز بسیار پایین است. شادترین افراد کسانی هستند که در طول زمان با تلاش خود به اهداف‌شان می‌رسند و در این راه چیزهای زیادی یاد می‌گیرند و فراز و نشیب‌هایی را تجربه می‌کنند که سبب قوی‌تر شدن آنها می‌شود. 

راز ششم: هنگامی که به بن‌بست می‌رسند مسیر خود را تغییر می‌دهند
بسیاری از افراد همواره در مسیر خود ثابت می‌مانند و به جای آنکه ایده‌هایشان را با تغییراتِ راه وفق بدهند، سعی می‌کنند از هر گونه تغییری اجتناب کنند و در مسیر ثابتی پیش بروند. اما ثروتمندترین، شادترین و بزرگ‌ترین افراد کسانی هستند که جهان را به همان صورتی که هست پذیرفته‌اند. آنها از تغییراتی که در مسیر پیش می‌آید استقبال و از هر فرصتی استفاده می‌کنند تا شانس تحقق رؤیاهایشان را افزایش بدهند. البته درست است که نباید به طور مداوم تغییر مسیر بدهید یا همه چیز را به طور کامل دگرگون کنید، اما به یاد داشته باشید که انعطاف‌پذیر بودن کلید موفقیت است. 

راز هفتم: نقاط قوت خود را می‌شناسند و نقطه ضعف‌های خود را اصلاح می‌کنند
هر شخص نقاط قوت و ضعفی دارد و این هیچ ربطی به میزان استعداد شخص یا اینکه تا چه حد سخت کار و مطالعه کرده است ندارد. به یاد داشته باشید که هیچ‌کس کامل نیست. افراد خردمند و عاقل می‌توانند نقاط ضعف خود را به سرعت تشخیص بدهند و برای رفع آنها تلاش کنند یا اینکه نقاط ضعف را با نقاط قوت خود جایگزین کنند. بنابراین نباید از اینکه در برخی از مهارت‌ها ضعف دارید خجالت بکشید. اتفاقا نقاط ضعف سبب می‌شوند تا از نقاط قوت خود بیشتر و بهتر استفاده کنید.

برگرفته از: huffingtonpost.com

تعاریف و مفهوم فضای کسب و کار

فضاي کسب و کار

از آنجایی که فعالیت هاي اقتصادي بیشتر موجب رشد سرمایه گذاري، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد مردم،مالیات براي دولت و رفاه جامعه می گردد کلیه کشورها براي ایجاد فضاي کسب و کار توسط فعالان اقتصادي تلاش می کنند و اقدامات اصلاحی زیادي انجام داده اند

اهمیت اقتصادی چیست

امنیت اقتصادي را می توان طبق برخی از تعاریف، آزادي از هر نوع ترس، شک و ابهام در کم توجهی یا بی توجهی به تعهدات و مطالبات و در عین حال حصول اطمینان از برخورداري از ثمره فعالیتهایی دانست که در زمینه تولید ثروت، توزیع و مصرف آن صورت می گیرد که خود موجب بالارفتن استانداردهاي زندگی و رشد اقتصادي پایدار می شود. (برومند، ۱۳۸۷)

تعریف “فضاي کسب و کار

منظور از فضاي کسب و کار، عوامل موثر بر عملکرد واحدهاي اقتصادي مانند کیفیت دستگاه هاي حاکمیت، ثبات قوانین و مقررات، کیفیت زیرساخت ها و … است که تغییر دادن آنها فراتر از اختیارات و قدرت مدیران بنگاه هاي اقتصادي است.(میدري و قودجانی، ۱۳۸۷ )

مراحل راه اندازی یک کسب کار

۱)باید ابتدا براساس نیاز بازار در مورد نوع محصول تولیدي تصمیم گیري و سپس براي تآمین سرمایه اولیه اقدام شود.

۲)کسب و کار براي شروع فعالیت باید در دفاتر رسمی ثبت شود.

۳) پس از آن نیروي کار باید استخدام شود.

۴)هنگامی که مقدمات فراهم شد شرکت تولید خود را آغاز می کند و براي اخذ استانداردها و کسب مجوز عرضه محصول به بازار تلاش می کند کیفیت محصولات خود را بالا ببرد.

۵)پس از ورود به بازار و کسب سود شرکت موظف به پرداخت مالیات و عوارض خواهد بود

اولین مسأله اي که در هر طرح تجاري و براي هر صاحب کسب و کاري مطرح است،

تضمین هاي لازم براي حفظ اصل سرمایه او (امنیت اقتصادي) و در مرحله بعد سودآور بودن این طرح و افزون بودن منافع کسب و کاراز هزینه هاي آن است. هزینه هاي هر فعالیتی تابع دو دسته عوامل است: ۱) هزینه هایی که در فرآیندهاي مختلف تولید انجام آنها ضروري است و ۲) هزینه هایی که به دلیل نامناسب بودن محیط فعالیت اقتصادي برصاحبان کسب و کار تحمیل می شود. گاهی این قبیل هزینه ها به اندازه اي بالاست که صاحبان کسب و کار رغبتی به استفاده از فرصت هاي اقتصادي پیدا نمی کنند. (فرشاد مومنی، ۱۳۸۶ )

منبع : http://razservat.ir